فال هفته از 3 تا 10 اسفند ماه 86!
توجه : فال های این بخش، همه روزه از منابع معتبر ستاره شناسی دریافت و درگروه ثبت می شود.
فرودين ماه: بعضي از دخترها از نامزديهای طولاني و يا عشق بظاهر پرشور ولي بدون آينده دچار ترس و بي اميدی شده اند در حاليکه براحتي مي توانند اين مسائل را به بحث و تصميم گيری جدی بکشند و خيال خود را راحت نمايند. در ضمن بعضي از پسرها و دختران متولد اين ماه در صدد جدا شدن از کانون خانواده و تشکيل يک زندگي مستقل هستند اين گروه بايد حسابگرانه و صبورانه تصميم بگيرند، چرا که گاه همراه شدن با بعضي دوستان، افتادن به مسيری است که گاهي بازگشت از آن امکان پذير نيست .
ارديبهشت ماه: خيليها در شرايط موجود در صدد نقل و انتقالاتي بر آمده اند، اينروزها هرگونه اقدامي در اين زمينه بايد با احتياط و حساب شده انجام گيرد و باصطلاح به عوارض و عواقب آن نظر انداخته شود.
خرداد ماه: زن و شوهرهای اين ماه اغلب زندگي آرام و خوشبختي دارند و بعضيها نيز بدليل مسائل کوچک خود را درگير بگو مگو و بحثهای بي پايه و اساس کرده اند که بايد به آنها پايان دهند.
تير ماه: خيلي از متولدين اين ماه بدليل کسالت و تکرار، بايد از شغل خود و يا حداقل در فضای آن تغييرات تازه ای پديد آورند و باصطلاح با اين کار تغيير روحيه بدهند.
مرداد ماه: در زمينه مسائل احساسي و عاطفي برای دختر خانمهای متولد اين ماه خبرهای خوشي در راه است چه آنهايي که در آستانه ازدواج هستند و چه آنها که با وسواس و يا سختگيری مرتب ايراد ميگيرند.
شهريور ماه: عشق برای بسياری از متولدين اين ماه در مسيری قرار گرفته که بايد کار ساز و مثبت باشد، حالا اگر بعضي ها با ندانم کاريها، اين مسير را تغيير ميدهند گناه بر گردن خودشان است.
مهر ماه: در اطراف متولدين اين ماه هميشه گروهي آدم غيبت گو و دو بهم زن هستند که اگر بموقع شناسائي نشده و کنار گذاشته نشوند، دردسرهاي فراواني گريبانشان را ميگيرد.
آبان ماه: خانمهای متولد اين ماه معمولا" اسرار و راز و رمزهای خود را پنهان ميکنند و همين سبب آشفتگي فکری ميشود در حاليکه گاه آدمها بايد به يک شخص اطمينان کنند، شخصي که قابليت راز داری خود را ثابت کرده باشد تا با بازگويي رازها و مسائلي، سبک شوند.
آذر ماه: خوشبختانه اکثريت متولدين اين ماه آدمهای غير مادی و بسيار منطقي هستند و حتي گاه در برابر يک مسئوليت مهم و يک مسئله احساسي چشم بروی امتيازات مادی ميبندند. امروز، روزشماست.
دی ماه: ميانسالان و بزرگسالان در دنيای پاک معنوی خود غرق هستند و به رابطه های مادی امروز مردم ميخندند، براستي دلبستگي به ماديات رشته های آرامش، عشق، اميد و پيوندهای خانوادگي را دچار تزلزل ميکنند.
بهمن ماه: خيلي از خانمهای متولد اين ماه گله دارند که هر چه برای اطرافيان خود ميکنند بجز نمک نشناسي و نارو و کلک چيزی نصيب شان نميشود و در واقع جواب محبت و فداکاری شان، دشمني و يا بي تفاوتي است. به اين گروه توصيه ميشود حداقل با شناسائي آدمها، اقدام به ياری کنند.
اسفند ماه: در زمينه مسائل عاطفي و احساسي، خيليها در شرايطي قرار دارند که همه چيز را ايده آل ميبينند ولي بهتر است در تحکيم آن نيز بکوشند.
توی ان لحظه بی تو بودن
قسمت شهر شب ناله بودن
در ان معرکه شب بودن
شب در جلوه ستاره بودن
ستاره ها همانند چشمان خشم
ستاره ای تازه از مرگ بودن
مرگ لحظه هاست نرود زیادم
در ان گوهر ناب بودن
گوهر ناله ای است در دیدن
اما این ها میشود بدون تو بودن
تو همانی که عالم در بودن اوست
نشانه ها ست که بی تو بودن
طنز هفته :ولن تاين

در زمان خرید هدیه برای روز ولن تاین (فارسی نوشتم بی کلاسیه؟ اگه می گفتم ولن تایم که دیگه افتضاح می شد نه؟) نکات زیر فراموش نشود:
- اسیر اتمسفر: که همان بیماری جوگیر شدن باکلاس است. خصوصاً اگر مخاطب عزیز شما حرفه ای بود و خواست خودش انتخاب کند! بچه نشید ها!
o راه حل: هدیه باید سورپرایز باشد! خودم می خرم، خودم بهت می دم! تو نمی خواد بیای!
- خرید کیلوگرمی: هدیه هرچی درشت تر بهتر، هرچی ارزون تر بهترتر، هرچی گرون تر به نظر بیاد که دیگه
بهترترتر!
o پیشنهاد: آلبوم عکس، بالش، کتاب، بادکنک... (کمی بی کلاسی هم زیاد بد نیست!)
- بده بستان: یادتان باشد که یادآوری کنید که با هر دست بدهم، با همان دست یا آن یکی دست هم می گیرم!
o نکته: این موضوع عکسش صادق نیست، یعنی با هر دست بگیرم لزومی ندارد که چیزی پس بدهم! چه
با این دست چه با هر دست دیگر!
- مولتی هدیه دهنده: فقط وقتی چند هدیه بخرید، که چند هدیه گیرنده دارید! ولی همیشه سعی کنید چند هدیه
بگیرید حتی اگر یک هدیه دهنده دارید!
- قهرو باشید: خداییش این قهروها کادو می گیرند ها!
o اینو حتماً بفرمایید: یعنی من برای تو اینقدر ارزش دارم؟ (اشک) پس من قهرم!
- گل بخرید: چون او بیشترین شباهت را با گل دارد (و گل ازعروسک ارزانتر است!)
- یادتان برود: شما آدم فراموش کاری هستید، نه خسیس! اگر دیدید عکس آن دارد ثابت می شود سریع از متد قهر استفاده کنید!
- بروید گم شوید: یک جایی بروید که گم شوید و هزاربار مخابرات را شکر کنید که آنجا موبایلتان آنتن نمی دهد و فردا- پس فردا پیدا شوید!
o یادآوری: شما گم شده بودید، او که گم نشده بود! لذا کادو را اخذ فرمایید!
- ایرانی اصیل باشید: شما یک ایرانی به تمام معنا هستید و به روسم غیر ایرانی بی اعتنا، حتی اگر این رسم یک رسم جهانی باشد. پس هدیه مالیده!
o نکته: شما به این رسم اعتقاد ندارید، ایشان که اعتقاد دارند!
از فروشگاه مناسب خرید کنید
شرح یک حادثۀ کوتاه:
یک آقا پسر شیک و جینگول به یک مغازه کاملاً غیر شیک و غیر جینگول مراجعه می کند:
- سلام آقا. یه عروسک می خواستم برای ولن تاین
- ببخشید چی؟
- عروسک برای ولن تاین می خوام
- چی چی تاین؟
- یه عروسک می خواستم
- آهان! عروسک! ما همه مدل عروسک داریم. برای بچه چند ساله می خواستید؟
- یه دختر خانم هجده - نوزده ساله
- ؟؟!!
- آقای عزیز من یه عروسک می خوام که هدیه بدم، همچین چیزی دارید؟
- خوب آخه برای کی می خواید؟
- داداش مگه سایزبندی داره؟ چکار داری شما، دارید یا نه؟
- دختر؟ چی؟ تو گفتی دختر؟ می خوای به دختر کادو بدی؟ دیوانه ای؟
- یعنی چی؟ به شما چه ربطی داره؟ نداری خوب بگو ندارم چرا خل بازی درمیاری؟
- من که می گم دارم! تو عقلت کمه! آخه آدم عاقل به دختر کادو می ده؟!
- چرا نده؟ عشقم می کشه کادو بدم، کادو هم می دم، تا جونت هم دربیاد
- دیوانه ای دیگه! من کارم اینه! سالی دیویست تا از این عروسکا می فروشم. سرجمع دوتاشون باهم نمی مونن!
- چی؟!
- آره برادر، صداقت مالیده، همه تنوع طلب شدن. معرفت کیلو چنده، هزینه بی خودی برای چی می کنی؟!
- ؟!!
- بعله آقاجون! تو این دنیای باقالی به چند من پول بی زبون رو نفله نکن! کلاهت رو بچسب باد نبره!
- مطمئنی؟
- آره آقا! ول کن بچسب به زندگیت...
- !!
نتیجه 1: همیشه مهم نیست که برای شما چی می خرند، گاهی مهم است که از کجا می خرند!!
نتیجه 2: اینقدر پشت این مغازه و آن مغازه نایستید، بلکه فقط پشت بعضی مغازه ها که می شناسید باستید!!
كوين كارتربرای تهيه عكاس از قحطی زدگان سودان بهآنجا رفت. در منطقه قحطی زده، با شنيدن ناله های دختری استخوانی كه تلاش میكرد خود را از پشت بوته ها تا مركز امداد رسانی جلو بكشد، آماده گرفتن عكس از دختر شد. در همين هنگام يك لاشخور در نزديكی دخترك به زميننشست.
كوين 20 دقيقه بیحركت در كمين ايستاد تا بتواند عكس خود را بگيرد. عكسی كه در آن لاشخور پرهايش را گشوده باشد، اما اين اتفاق هرگز نيافتاد. پرنده بلند شد. پس از آن، كوئين به سايه درختی رفت، سيگاری ... و مانند ديوانه ها با خودش حرف زد و گريست.

دختر كوين بعدها گفت:
«پدر پس از آن عكس و آن ماجرا دچار افسردگی شد. هميشه میگفت: میخواهم تو را در آغوشم بفشارم.»
26 مارس 1993، روزنامهنيويورك تايمز عكس هولناكی را كه كوين از صحنه خورده شدن دختر سودانی توسط لاشخور گرفته بود چاپ كرد. كوتاه زمانی پس از آن صدها روزنامه و مجله آن عكس را منتشر كردند.جايزه پوليتزر را بخاطر همين عكس به كوئين دادند. اما كوئين ساعت 9 شب 27 جولای 1994، يك سال پس ازانتشار آن عكس خود را كشت.
میدانم دل نبستن به جشنهای این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ...!
میدانم که هر بهانهای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است!
میدانم که از نسل دایناسورها هستم و نه نوشتههایم و نه دیدگاههایم دیگر خریداری ندارند و میهن دوستی بهقدر تفالهای نمی ارزد...
با این همه فقط یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که میخواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقهای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی میکند که هدیهی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماههای دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارسالهی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟
آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمیآید، اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزین کنیم؟
نگویید که هم این خوب است هم آن، خواهش می کنم نگویید!!!
در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بدهیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند...
آنقدر حجم تبلیغاتی غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند.
می دانم بسیار چیزهای مهمتر وجود دارد. اما، بیایید تا این جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزینش کنیم.
کمی فکر کنید :
آیا جشن یلدا بد است ؟!
نوروزو چهارشنبه سوری بد است ؟!
پس چرا اسفندگان (سپندارمزگان) چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است بد باشد... ؟!!
میدانم دیر است، میدانم کمتر کسی به این چیزها توجه میکند،ولی مهربانی کنید، اگر تنها حس کردید که این نوشته تلنگری است،برای دوستانتان هم بفرستید. اگر بخواهیم در آیندهای نزدیک میتوانیم...
تنها دو هفته مانده، تصمیمش آنقدر سخت نیست. تنها چهار روز هدیه تان را بیشتر پیش خودتان نگه دارید، همین!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد و اگر کسی هم مثل من از این واژه ها استفاده کند مسخره اش میکنیم!!!
ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان Thanks Giving یا روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مزگان" به گوششان نخورده است.
چند ساليست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه :
"در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!" ...
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند...!
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
خودش گیره گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشد این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوای ما
که تنها تر نشه تنهای ما
کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهای داشت این دل بیشترها که در این روزها نمی ارزه
که کار ما گذشته از شکایت
هنوز پای بندیم در رفاقت
می ریزه تو خودش دل غصه هاشو
آخه هیچ کس نمی خواد قصه هاشو
سیاوش
و چه این جمله به فکر همگی افتاده
بچه ها را چه کنیم بچه ها می خواهند بچه ها میرقصند بچه ها می خوانند این طریقی است که در خاطرشان می ماند
ای فلانی دو سه خطی بنویس ساده تر رنگی تر در پی قافیه و واژه نباش سوژه امروزی بگذر از دلسوزی
لعله های همه دلسوزترازمادرشان بی خیال ازغم فردای عاقبت وآخرشان
من هنوزمعتقدم می شود عشق به آنها آموخت
می شود در به در واژه بازار نبود و میتوان تقدیم کرد و پشیزی به پشیزی نفروخت میتوان عشق به آنها آموخت
سیاوش
دیریست می دانی رفته ای
از شهر بی وفای دل رفته ای
دیریست دل خود را جدا کرده ای
از این بی وفای دل کنده ای
دیریست به سوی نا فرجام پا می زاری
از این شهر بی وفا می گزری
دیریست رفته ای از این قاب خالی خانه
عذابم میدهد عکست توی خانه
دیریست دل شاد و گریانی
همچون من شکسته ام در این ویرانی
دیریست دست در دستان دگر می زاری
دستهایم خالی . چشمهایم را پی زاری می زاری
دیریست که از دلت رفته ام
حقیقتی است که از دیده رفته ام
دیریست در خانه برای تو می نویسم
اما چه کنم دیر است .اما باز می نو یسم